خرید بک لینک
دقیقاا حضور ذهن ندارم تحویل چ سالی جنوب بودم،تو منطقه ای که ی گروه اونجا شهید شده بودن،هنوز مین هااش بود...هر کسی ی گووشه ی اون منطقه وسیع سال رو شروع کرد...

شروع متفاوتی بود..

یادمه سره اینکه بفهمم واقعاا شهیداا زود جوابتو میدن،ازشون هر چیزی میخواستم،زود جواب میدادن...

خیلی روزای قشنگ و بیاد ماندنی بود

ان شاالله به حقه پاکی اوناا،هممون عاقبت بخیر شیم...

برچسب: نویسنده: ستایش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:56

گاهی وقتا تو شرایطی هستیم که ،در حین اینکه خودت روحیت از همه ضعیف تره،ولی باید مقاومتت بیشتر باشه...

داری از همه نظر،روحی و جسمی آزار میبینی،تو فکری!

اما همش با تاکید!!!باید خودتو ،روحیتوو بهتر از همیشه نشون بدی

پ.ن:

بر خلاف همیشه که خودمو مقاوم نشون میدم،دیروز متوحه شدم چقدد ضعیف شدم!!

پ.ن: از نمونه برداری میترسم...یک لحظه از فکرش بیرون نمیام

دعا نوشت:خدایمهربوونمم، مثل همیشه همراهم باش...

برچسب: نویسنده: ستایش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:56

وقتی نوشتن تو این صفحه رو شروع کردم ،ی بچه دبیرستانی شیطون بودم

خیلی روزاا با خاطراتش اینجا ثبت شد

و حالا نوبت رسیده ب دورانی که نوشتن ازش خیلی خاصه

مدت هاست این صفحه رو باز میکنم تا چیزی بنویسم،اما واقعاا سخته...

از حسم بگم...از تجربه های جدید...ازینکه هروز دغدغه هام متفاوت تره...

از ترسی که تو وجودمه،که آیا من میتونم واقعااا تو نقشم موفق باشم؟

-خدایا ممنونم که هستی...تنهام نذار...

-...اوووم...

-------------------------------

هییییس....آهنگ بی آهنگ!

برچسب: نویسنده: ستایش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:56

بعضی حرف ها،خیلی ب آدم تلنگر میزنه

هر وقت با مامانم حرف میزنم،شنیدن این جمله سخت منو درگیر میکنه!!!

-(مهربون باش و نذار حرف بقیه تورو متفاوت کنه

از بچگی همیشه میگفتی ،خودم باید آدمارو بشناسم،نه از رویه حرف مردم!!!)

و بسیار بسیار خجالت میکشم از خودم،که بار هااا و بااارهاا آدمارو قضاوت کردم ....،متاسفم مامان جوونم که اینقد من ناخوبم ....

پ.ن:......

برچسب: نویسنده: ستایش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:56

فاجعست وقتی حرفات زیاد باشن،اما قابل نوشتن نباشه

مثل همیشه،خیلی حسه غر زدن دارم

غر زدن و بهونه گرفتن جزو خصلتای جدا نشدنی من بوده!!!..اینگار یک لذته واسم!دیوونم،نه؟!

خدا ب داد کسی برسه که این خصلت رو ازم ب ارث ببره

پ.ن: من واقعا لایق مادر شدنم؟!..

برچسب: نویسنده: ستایش نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:56

صفحه بندی